از بوشهر تا سیاتل
نبض جنوب_ وقتي حال جهان خوب نيست و به شكل تهوع آوري قمر در عقرب است اين سياستمدارها نيستن كه حال جهان رو خوب مي كنند اين ادبيات است كه به درد جهان مي رسد و اوج قله ادبيات شعر است كه غايت هر زبان...
نبض جنوب_ وقتي حال جهان خوب نيست و به شكل تهوع آوري قمر در عقرب است اين سياستمدارها نيستن كه حال جهان رو خوب مي كنند اين ادبيات است كه به درد جهان مي رسد و اوج قله ادبيات شعر است كه غايت هر زبان هنرمندانه ايست،وقتي جنگ تمام مي شود فقط شاعرها حرف مي زنند سربازها همه مرده اند وامروز اين فوتبال است كه شعر مي شود،معجزه مي كند و شاعرانه جور غم نداري و بي تكليفي اقتصادي را به تنهايي به دوش مي كشد و آتش جنگ را براي درنگي حتي اندك،خاموش مي كند. وقتي غم زياد مي شود مديران و اقتصادانان كاري از دستشان بر نمي آيد اين سكوها هستند كه حال يك ملت را خوب كه نه ولي در يك بي حسي موضعي فرو مي برند يك مستي لايعقل ،يك فراموشي اجباري…چه زوری دارد این فوتبال؟
حالا كه فكر مي كنم دلو درويشي، مح خال،شيرالي،باغكي، حاجي زاده،پولادی روي سكوها ي استاديوم شهيد بهشتي بوشهر كاري كرده اند كارستان،آنها يزله گرفتن تا غم براي يك لحظه هم كه شده يخه بشريت را ول كند،تا اقتصاد و سياست فراموش شود كه هر چه بشر مي كشد از دست اين دوتاست،آنها دست زدن تا مهدي قائدي پا به توپ شود تا محمد محبي حريف رودرويش را ويران كندو توپ برسد به دست مهدي طارمي،مثل يك غزل ناب استارت بزند و دفاع بماند و كارت قرمز بكيرد،اين مهمترین كارت قرمزی بود كه جهان به خود ديد،مهدي به همه آنهايي كه ساعتها در فرودگاه معطلش كردن و جواز ورود بهش ندادن كارت داد و اين هشدار يك جنوبي است! لقب سه شير را انگليسي ها سال هاي ماضي به زور از بوشهر به غارت بردند اين لقب مال ما بوشهريهاست.
بوشهريها سالهاي سال لاي صداي كولرهاي گازي وسط گرماي قلب الاسعد وقتي عاشق مي شدند اين صداي عبدالحليم حافظ مصري بود كه مي خواند تا فراق كم زورتر شود،تا عاشق، عاشق بماند.ولي فردا فوتبال يك شاعر بي رحم است از همه چيز و همه كس گذر مي كند تا سهم يك كشورلبخند شود و ديگري بغض.خدا كند ور بغضش به ما نرسد.
امروز جمعه پنجم تيرماه روي صحبتم با سه شير بوشهريست فردا يك ايران منتظر استارتهاي شاعرانه شماست،يادتان باشد فرداها كه تاريخ ورق بخورد كسي از جنگ و دلارحرف نمي زد حتي كسي از سربازها هم نمي گويد تنها و تنها از سه شيري حرف مي زنند كه روي دست،ايران زخمي را بلند كردند تا دنيا زخمهايش را نبيند،فردا بي شك از دروازه هاي فراعنه مصر عبور مي كنيم تا جاويد بماند ايران تا سربلند شود بوشهر و دلووو روي سكوهاي استاديوم فرياد بزند:
علي و يا علي،شير دلاوري.
بدون نظر! اولین نفر باشید